حل مسئله به روش منطق شرطی

 سیستم حل مسئله  : عبارت است از نظامی که در قلمرو و حیطه آن امکان بر قراری رابطه بین تعدادی معلوم و یا (معلومات ) مفروض و مجهولات یا(مجهولات ) مفروض وجود دارد.؟؟؟

اجزاء و عناصر مسئله :

1– داده ها

2 - معلومات

3– نسبتها و رابطه ها بین : معلومات و مجهولات

ادامه نوشته

در فواید ومضار علم منطق ؟!

علم منطق علمی است صوری با قطع نظرازهرگونه محتوا. علم را به اعتباری می توان برسه قسم منقسم نمود : 1 – علم جعلی وقراردادی واعتباری مثل فقه اللغه – علم صرف ونحو وگرامروعلائم وحروف نوشتاری 2 – علم صوری مانند : علم منطق ، تئوری مجموعه ها درریاضیات 3- علم مادی (درمقابل صوری) ومحتوائی وحقیقی (درمقابل اعتباری ) مثل : علوم تجربی وریاضی           . به تعبیرکانت فیلسوف مشهورآلمانی علم را به اعتباری دیگر می توان بدو قسم منقسم نمود : 1 – علم پشینی  2 – علم پسینی . لذا اکثرمباحث علم منطق را می توان پیشینی دانست .

موضوع علم منطق عبارت است از : تصورات وتصدیقات وبررسی نسب وروابط بین آنها

 به زعم قدما تنهافایده علم منطق عبارت است از : آموختن طرق صحیح انتقال ذهن ازمعلومات تصوری

ادامه نوشته

تفکرمنطقی

تفکر

منطقی

تفکر عالیترین فعالیت ذهنی است. انسان به واسطه تفکراست که ازدیگرموجودات زنده برتراست.ازتفکرتعاریف زیادی شده است مورگان وهمکاران (1987 به نقل ازسیف 1380 ) ازدیدگاه علم روانشناسی درتعریف تفکرچنین نوشتند :  (تفکرعبارت است ازبازآرائی یا تغییرشناختی اطلاعات به دست آمده ازمحیط ونمادهای ذخیره شده درحافظه درازمدت ) .این تعریف کلی انواع مختلف تفکررا دربرمی گیرد بعضی ازانواع تفکرجنبه بسیار خصوصی دارند. ونمادهائی را به کارمی گیرند که معانی کاملا شخصی دارند. این نوع تفکررا تفکرخودگرا می نامند .رویا موردی ازتفکر خودگرا است. انواع دیگر تفکر شامل حل کردن مسائل وخلق چیزهای تازه است .این نوع تفکرراتفکرهدایت شده (جهت دار) می گویند.آیزنک (Eysenck  ) وکین (kean  ) (2005) اعتقاد دارند تفکر یک جریان یا فرآیند است که درنتیجه آن اطلاعات به صورت جدیدی پردازش می شوند

 

ادامه نوشته

نظریه نسبیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 نظریه یا نگره نسبیت یا همان نسبیت دو نظریه اصلی و معروف نسبیت خاص و نسبیت عام از آلبرت اینشتین را در بر می‌گیرد. ایده اصلی در پشت این نظریه آن است که زمان و فضا با هم مرتبط هستند و نه جدای از هم و ثابت.

آغاز به کار بردن واژه «نگره نسبیت» به ۱۹۰۶ بر می‌گردد؛ هنگامی که ماکس پلانک ترکیب "نظریه نسبی" (در آلمانیRelativtheorie) را به کار برد و بر چگونگی به کار برده شدن اصل نسبیت توسط این نظریه تاکید کرد. اما این آلفرد بوخرر بود که در بخش بحث مقاله پلانک، برای

ادامه نوشته