فصل سه:

                                                                        منطق تصورات                        

يادداشتهاي منطقي :                                                                              26/10/1388

  ( 2 – 1) - نظرجان لاك فيلسوف انگليسي درباره تصورات:

..... به زعم جان لاك فيلسوف انگليسي(1632 – 1704) تصورات بازنماينده ادراك هستند.به اين معني كه مااشياء مادي را فقط ازراه نمودهاي محسوسشان كه دگرگوني مي پذيرند (مي شناسيم )  وشناخت به ميانجي2 – عين ياشيء    3 – نمود شيء برذهن (تصور)   تصور شيء را برذهن باز مي نمايد يا ميان ذهن

ادامه نوشته

تصور

 

تصور

 

 

 




تصور یکی از اقسام علم و آگاهی و در لغت به معنای تصویر چیزی را در نظر آوردن است.
کلمه تصور به دو اعتبار فعلی و اسمی به کار می رود:

معنای فعلی تصور


در این معنا تصور یعنی:
تصویر چیزی را در ذهن مجسم کنیم و در نظر آوریم.
مانند اینکه تصویر دوستمان را در ذهن خود مجسم می کنیم. در این جا گفته می شود که ما تصویر دوستمان را تصور کرده ایم؛ یعنی تصویر او را در نظر آورده ایم.

معنای اسمی تصور


مراد از تصور در علم منطق، تصور به اعتبار اسمی آن است.

لفظ تصور به اعتبار اسمی آن یعنی:
تصویر شیی.
در این جا تصور، عملی ذهنی یعنی در نظر آوردن صورت شیی نیست؛ بلکه عبارت است از همان تصویر شئ.
به این معنا، هنگامی که می گوییم تصویر درخت، یعنی تصویر ذهنی و ساده درخت که هیچ حکم یا قضاوتی (یا به عبارت دیگر تصدیقی )در مورد آن نداریم.
بر این اساس، در منطق، تصور را اینگونه تعریف می کنند:

تصور صورت ساده ذهنی است که به چیز دیگری نسبت داده نشده باشد.

مانند صورتی که از انسان، زمین، خورشید، اسب تیزرو و ... در ذهن ما مرتسم می گردد و به هر یک از تصویر ها، تصور آن چیز می گوییم.
تصور بر دو نوع است:

  • تصور بدیهی یا ضروری
  • تصور نظری یا کسبی

 

تصور بدیهی یا ضروری


تصور بدیهی یا ضروری تصوری است که خود به خود معلوم و واضح و روشن است و نیاز به فکر و نظر ندارد.
مانند تصور سردی، گرمی، تلخی، شیرینی، وجود و امثال آن.

تصور نظری یا کسبی


تصور نظری یا کسبی ادراک و تصوری است که خود به خود معلوم نیست؛ بلکه با فکر و نظر و تامل برای انسان حاصل می شود و برای حاصل شدن به ادراکات و تصورات دیگر نیازمند است.
مانند تصور درخت، روح، فرشته، اسید سولفوریک و... .
به سخن دیگر، تصور بدیهی آن است که برای معلوم شدن و حاصل شدن در ذهن ما نیازمند فکر نیست؛ اما نظری آن است که معلوم شدنش نیازمند به فکر است.

مثلا برای حصول تصور درخت به تصورات دیگری احتیاج داریم که قبلا باید برایمان حاصل شده باشند. مانند تصویر برگ، تصویر تنه، تصویر شاخه، تصویر صورت درخت و... .

به گونه ای دیگر نیز می توان تفاوت میان این دو تصور را بیان کرد:

تصوربدیهی، تصور روشن و واضحی است که هیچ گونه ابهامی در آن نبوده و اذعان به وجود آن، بدون نیاز به فکر برای انسان آشکار است؛ برخلاف تصور نظری که احتیاج به تشریح و توضیح دارد و اذعان به وجود آن، نیازمند به تفکر و استدلال است.

به عنوان مثال، تصور شیرینی(تصوری بدیهی) را برای کسی که تا بحال با چیز شیرینی روبرو نشده است، به هیچ گونه ای نمی توان توضیح داد.
اما تصور جزیره (تصوری نظری) را می توان برای کسی که تابحال آن راندیده توضیح داد و او نیز می تواند تاحدودی آن را در ذهن خود مجسم کند.

بر همین اساس، علت بدیهی بودن برخی تصورات و نظری بودن تصورات دیگر آشکار می شود:
بساطت و ترکیب.
تصورات بدیهی تصوراتی بسیط و روشن و بدون هیچ گونه ترکیبی هستند. (تصور شیرینی از عناصری تشکیل نشده تا آن عناصر مجموعا این تصور را در ذهن ایجاد نمایند).

اما تصور نظری تصوری است مرکب و تشکیل شده از عناصری که آن ها مجموعا این تصور را می سازند. ( مانند تصور جزیره که از تصورات آب، خشکی، احاطه شدن از هر جهت و ... تشکیل شده است).

تصور به اعتبار دیگر، تقسیم می شود به:

  • تصور پیشینی
  • تصور پسینی
    همچنین نگاه کنید به:
  • تصدیق

 

منابع

 

  • آشنایی با علوم اسلامی، جلد1،صفحه 31
  • فرهنگ فلسفی
کلیات منطق صوری، صفحه33-

نظریه های یادگیری

نظریه های یادگیری را می توان در دو گروه کلی و مقابل هم، خلاصه کرد:(2)
1. نظریه یا عقیده مکانیکی (mechanistic view) که معتقد است موجود زنده پاسخهای خاص را به محرکهای خاص یاد می گیرد. این عقیده را در تحلیل کلاسیک، نظریه محرک-پاسخ (S-R) پاولوف، واتسن، تورندایک، هال، اسکینر، و اسپنس خلاصه می کنند. این نظریه با عنوان «نظریه شرطی» و «نظریه ارتباطی» نیز مورد بحث قرار می گیرد.
2. نظریه یا عقیده شناختی (cognitive view) که عقیده دارد آنچه آموخته می شود «روابط» ی است میان رویدادهای محیطی یا میان پاسخها و نتایج آنها. موجود زنده، پیش و بیش از اینکه تنها پاسخهای مکانیک به محرکهای خاص را یاد بگیرد، اطلاعاتی درباره روابط پاسخها، اشیا و جاها به دست می آورد.
 

ادامه نوشته

حل مسئله به روش منطق شرطی

 سیستم حل مسئله  : عبارت است از نظامی که در قلمرو و حیطه آن امکان بر قراری رابطه بین تعدادی معلوم و یا (معلومات ) مفروض و مجهولات یا(مجهولات ) مفروض وجود دارد.؟؟؟

اجزاء و عناصر مسئله :

1– داده ها

2 - معلومات

3– نسبتها و رابطه ها بین : معلومات و مجهولات

ادامه نوشته

در فواید ومضار علم منطق ؟!

علم منطق علمی است صوری با قطع نظرازهرگونه محتوا. علم را به اعتباری می توان برسه قسم منقسم نمود : 1 – علم جعلی وقراردادی واعتباری مثل فقه اللغه – علم صرف ونحو وگرامروعلائم وحروف نوشتاری 2 – علم صوری مانند : علم منطق ، تئوری مجموعه ها درریاضیات 3- علم مادی (درمقابل صوری) ومحتوائی وحقیقی (درمقابل اعتباری ) مثل : علوم تجربی وریاضی           . به تعبیرکانت فیلسوف مشهورآلمانی علم را به اعتباری دیگر می توان بدو قسم منقسم نمود : 1 – علم پشینی  2 – علم پسینی . لذا اکثرمباحث علم منطق را می توان پیشینی دانست .

موضوع علم منطق عبارت است از : تصورات وتصدیقات وبررسی نسب وروابط بین آنها

 به زعم قدما تنهافایده علم منطق عبارت است از : آموختن طرق صحیح انتقال ذهن ازمعلومات تصوری

ادامه نوشته

تفکرمنطقی

تفکر

منطقی

تفکر عالیترین فعالیت ذهنی است. انسان به واسطه تفکراست که ازدیگرموجودات زنده برتراست.ازتفکرتعاریف زیادی شده است مورگان وهمکاران (1987 به نقل ازسیف 1380 ) ازدیدگاه علم روانشناسی درتعریف تفکرچنین نوشتند :  (تفکرعبارت است ازبازآرائی یا تغییرشناختی اطلاعات به دست آمده ازمحیط ونمادهای ذخیره شده درحافظه درازمدت ) .این تعریف کلی انواع مختلف تفکررا دربرمی گیرد بعضی ازانواع تفکرجنبه بسیار خصوصی دارند. ونمادهائی را به کارمی گیرند که معانی کاملا شخصی دارند. این نوع تفکررا تفکرخودگرا می نامند .رویا موردی ازتفکر خودگرا است. انواع دیگر تفکر شامل حل کردن مسائل وخلق چیزهای تازه است .این نوع تفکرراتفکرهدایت شده (جهت دار) می گویند.آیزنک (Eysenck  ) وکین (kean  ) (2005) اعتقاد دارند تفکر یک جریان یا فرآیند است که درنتیجه آن اطلاعات به صورت جدیدی پردازش می شوند

 

ادامه نوشته

نظریه نسبیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 نظریه یا نگره نسبیت یا همان نسبیت دو نظریه اصلی و معروف نسبیت خاص و نسبیت عام از آلبرت اینشتین را در بر می‌گیرد. ایده اصلی در پشت این نظریه آن است که زمان و فضا با هم مرتبط هستند و نه جدای از هم و ثابت.

آغاز به کار بردن واژه «نگره نسبیت» به ۱۹۰۶ بر می‌گردد؛ هنگامی که ماکس پلانک ترکیب "نظریه نسبی" (در آلمانیRelativtheorie) را به کار برد و بر چگونگی به کار برده شدن اصل نسبیت توسط این نظریه تاکید کرد. اما این آلفرد بوخرر بود که در بخش بحث مقاله پلانک، برای

ادامه نوشته

ويژگيهاي سرعت نور درنظريات مختلف :

اصل موضوع چيست :

هريك از احكامي كه ازيك علم استدلالي كه دران علم  بدون برهان پذيرفته مي شوند ودراثبات ساير احكام ان علم مستقيم يا غيرمستقيم به عنوان يكي ازمقدمات دليل يا برهان مي توان انها رابكار برد اصل موضوع ناميده مي شود مانند اصل ثابت بودن سرعت نور درمكانيك نسبيتي . بايد دانست كه اصل حكمي است پذيرفتني نه ثابت كردني .

 اصول موضوعه نظريه نسبيت خاص :

نظريه نسبيت خاص بردواصل استوار است :  اصل اول : قوانين فيزيك را مي توان به صورت معادله هايي  

ادامه نوشته

علم منطق

علم منطق علمي است صوري با قطع نظرازهرگونه محتوا. علم را به اعتباري مي توان برسه قسم منقسم نمود : 1 – علم جعلي وقراردادي واعتباري مثل فقه اللغه – علم صرف ونحو وگرامروعلائم وحروف نوشتاري 2 – علم صوري مانند : علم منطق ، تئوري مجموعه ها دررياضيات 3- علم مادي (درمقابل صوري) ومحتوائي وحقيقي (درمقابل اعتباري ) مثل : علوم تجربي ورياضي           . به تعبيركانت فيلسوف مشهورآلماني علم را به اعتباري دیگر مي توان بدو قسم منقسم نمود : 1 – علم پشيني  2 – علم پسيني . لذا اكثرمباحث علم منطق را مي توان پيشيني دانست .

موضوع علم منطق عبارت است از : تصورات وتصديقات وبررسي نسب وروابط بين آنها

 به زعم قدما تنهافايده علم منطق عبارت است از : آموختن طرق صحيح انتقال ذهن ازمعلومات تصوري وتصديقي بسوي مجهولات تصوري وتصديقي جهت معلوم كردن آنها وطرق صحيح استخراج مجهولات تصوري وتصديقي است . وتحقيق وبررسي سازگاري وناسازگاري تصديقات

اما ازفوايد علم منطق مي توان موارد ذيل را نيز اضافه نمود :

ادامه نوشته

ضرورت آگاهي از محيط پيش نيازجهت توليد وايجاد وكسب علم

هرموجود زنده درتمام طول حياتش همواره با محيط اطرافش به مبادله انرژي ومواد واخبارمي پردازد كسب اطلاعات واخبارازمحيط به همان اندازه غذا واكسيژن وتامين انرژي براي موجود زنده مسئله ضروري وحياتي است زيرا موجود زنده فقط باكسب خبرازمحيط پيرامونش مي تواند ازتغييراتي كه درمحيط روي ميدهد آگاه شود وازطريق اين آگاهي است كه نسبت به تغييرات مطلوب يانامطلوب محيط واكنش نشان ميدهد وبااين واكنشهاي مناسب است كه مي تواند به بقاي خود ادامه دهد پس بي دليل نيست كه هرموجود زنده مقدارزيادي ازآگاهيهاي خودراازطريق حساسيت نسبت به تغييراتي بدست مي آورد كه درمحيط اوروي ميدهد وهرموجود زنده نسبت به تغييرات محيط حساسيت نشان ميدهد وشايدبه همين جهت است كه روان شناسان درتعريف يادگيري گفته اند يادگيري عبارتست از فرايند (تغييركردن) تغييريافتن ياتغييرپذيري كم وبيش دائمي كه ازطريق آنچه درجهان اطراف رخ ميدهد وبوسيله آنچه ماانجام ميدهيم يا مشاهده مي كنيم ايجاد ميشود

پس  يادگيري  بنابه تعريف عده اي از روانشناسان    عبارت است ازانعكاس تغييرات جهان خارجي

ادامه نوشته