( تعريف عملياتي زمان )

درباره ( تعريف عملياتي زمان )

درتعريف عملياتي زمان ٬ اندازه گيري فاصله زماني يك حادثه مفروض٬ مستقل ازسيستم اندازه گيريئ كه ازآن استفاده مي كنيم نيست .

بطور مثال اگر زمان وقوع يك حادثه مفروض رابااستفاده ازسيستم انداز ه گيريَA  اندازه گيري كنيم زمان وقوع حادثه مذكورta  واگربا سيستم اندازه گيري B  اندازه گيري نمائيم مقدار tb بدست مي ايد حال دو حالت ممكن است پيش آيد :                                                                                                      

الف -  ta = tb مي باشد كه در اينصورت دو سيستم اندازه گيري زمان را (هم ارز) ومعادل

گوئيم .

             

 

ادامه نوشته

تركيب شرطي :

 

تركيب شرطي :

اگر p و q دو گزاره باشند ، گزاره مرکب حاصل از ترکیب دو گزاره با لفظ « اگر...آنگاه » را گزاره شرطی  p با q  میناميم . به این ترتیب گزاره شرطی حاصل از دو گزاره p و q به صورت « اگر p آنگاه q » مي خوانيم و آن را با نماد p > q نمايش مي دهيم .

در تركيب شرطی فوق ، p مقدم و q تالی ناميده می‌شوند . جدول ارزش یک گزاره شرطی به شكل زير نمايش داده مي شود :

 

ادامه نوشته

سرعت نور ثابت نیست!

نظریه نسبیت خاص اینشتین سرعت نور را ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه تعیین کرده‌است، اما اکنون گروهی از دانشمندان جسور درجستجوی این احتمال هستند که شاید این محدودیت سرعت کیهانی قابل تغییر باشد. براساس گزارش لایو‌ساینس،‌ سرعت نور سرعتی ثابت است،‌ دست کم در تمامی کتابها و متون علمی اینگونه نوشته‌ شده‌است. اما تعدادی از دانشمندان درحال بررسی این احتمال هستند که این ثابت، قابل تغییر است و این تغییر تحت تاثیر طبیعت خلاء در فضا رخ می‌دهد.

مفهوم سرعت نور، که شتابی ثابت را طی زمان برای نور در نظر می‌گیرد، در زمینه‌های مختلفی از قبیل کیهان‌شناسی و نجوم مفاهیم گسترده‌تری دارد. برای مثال درزمان محاسبه ثابت ریز‌ساختار یا همان آلفا، که قدرت نیروی الکترومغناطیسی را تعریف می‌کند، سرعت نور افزایش پیدا می‌کند. نوسان سرعت نور می‌تواند قدرت پیوند‌های مولکولی را تغییر دهد.

ادامه نوشته

منطق ریاضی

  

 

 

منطق ریاضی شاخه‌ای از ریاضیات است که به بیان ریاضی‌گونه منطق می‌پردازد. گاه به آن «منطق علامتی» یا «منطق نمادی» هم می‌گفتند که دیگر رایج نیست. این نام را جوزپه پئانو ریاضیدان ایتالیائی بر این رشته گذاشت[نیاز به ذکر منبع]. قبلا لایب نیتز و لامبرت کوشش‌هائی برای بیان ریاضی مفاهیم منطق کرده‌بودند اما در اواخر قرن نوزدهم با کارهای آگوستوس دی‌مورگان، جرج بول، گوتلوپ فرگه، برتراند راسل، داوید هیلبرت، و دیگران به صورت فعلی شکل گرفت. منطق امروز در ریاضیات شکل کامل تری از منطق در فلسفه است که اساس خود را با نظریهٔ مجموعه‌ها به اشتراک دارد.

 

سقراط : [/color][/font]میدانم که هیچ نمیدانم

                  

                   

ادامه نوشته

ساختار تئوريك نظريه نسبيت خاص به طور اجمالي :

 ۱.     (اصل اول نظريه نسبيت خاص)←(اصل تقارن)

2.     (نسبيت مفهوم زمان )←(نسبيت مفهوم همزماني)

3.     (نسبيت مفهوم زمان) + (اصل ثبات سرعت نور) + (اصل تقارن)←(انبساط متقارن زمان)

4.     (نسبيت همزماني )←(نسبيت مفهوم طول)

5.     (نسبيت مفهوم طول)+ (اصل ثبات سرعت نور) +  (اصل تقارن)←(انقباض متقارن طول)

6.     (انبساط زمان و انقباض طول ) + (اصول اول ودوم نظريه نسبي ) + (اصل تقارن)←(تبديلات نسبيتي سرعت)

7.     (تبد يلات نسبيتي سرعت ) + (ناوردايي اندازه حركت ) ←(نسبيت مفهوم جرم )

8.     (انقباض طول ) + (انبساط زمان)←(نسبيت مفهوم جرم)

9.     (نسبيت مفهوم جرم) + (اصل ثبات سرعت نور) + (اصل تقارن)←(افزايش نسبيتي جرم)

10.    (تبديلات نسبيتي سرعت) + (ناوردايي اندازه ي حركت) + (نسبيت مفهوم جرم)←(افزايش نسبيتي جرم)

11.   اصل تقارن به اين معناست كه : حركت يكنواخت مستقيم الخط يا سكون يك دستگاه مقايسه مفروض نسبت به دستگاه مقايسه ديگر هيچ تاثيري در پديده هاي فيزيكي و شيميائي و مادي و غيره منتسب به اين دسگاهها ندارد .

 «نسبيت خاص يعني فيزيك فضا- زمان»

نكته: تلخيص فوق شايد صد در صد درست نباشد اما تلخيص كاملا مفيدي است كه ميتواند يك شماي كلي و اجمالي از ساختار تئوري نسبيت خاص را بدست دهد.

«دو اصل اساسي نظريه نسبيت خاص»

اصل اول:قوانين طبيعت كه شامل قوانين مكانيك و الكترومغناطيس است,در تمام چهارچوب هاي مرجع ماندي (اينرسي) يكسانند و از حركت انتقالي سيستم مستقل مي باشند.به طور دقيقتر,تمام چهارچوبهاي مائدي براي تمام پديده ها يكسان هستند.

اصل دوم : سرعت نور هيچ ارتباطي با حركت جسم نوراني ندارد,و نور در فضاي خالي منتشر مي شود.

بيان ديگر از اصل اول نظريه نسبت خاص:

قوانين فيزيك را ميتوان به صورت معادله هايي با شكل يكسان در تمام دستگاه هاي مرجع كه با سرعت ثابتي نسبت به يكديگر حركت مي كنند,بيان كرد.

«موارد مورد بررسي در نسبيت خاص»

1.اصل دوم يا اصل ثبات سرعت نور

2.ضرايب نسبيتي مثل k  

3.انقباض طول

4.انبساط زمان

5.افزايش نسبيتي جرم

موارد (2) ,(3),(4),(5) مفروضات مستقلي هستند كه به نظريه نسبيت وارد شده اند.

6.بستگي اندازه كمياب فيزيكي به ناظر اندازه گيرنده

7.تحقيق در اين باره كه توصيف پديده هاي فيزيكي تا چه حد بستگي به ديدگاه ناظر دارد.

هر پارادايم يا نظريه فيزيكي داراي اصول- پيش فرضها- زمينه هاي تجربي خاص-تعاريف-اصطلاحات- مفاهيم مختص بخود مي باشد.هر چند ممكن است اين مفاهيم و تعاريف تحت تعريف اصطلاحات و لغات مشترك با پارادايم ها يا تئوري هاي قبلي و متناظر با خود باشد در نظريه نسبيت نيز ما از كلمات و اصطلاحات مانند:طول- زمان- جرم- نيرو- شتاب و غيره استفاده ميكنيم اما بايد به اين نكته توجه داشت كه مفاهيم و كاربرد و شيوه ها و روشهاي اندازه گيري و حتي ابزار و دستگاه هاي اندازه گيري و پيش فرضهاي روش شناختي و متدولوژيك در كاربرد و اندازه گيري اين كميات متفاوت تر و متمايزتر از كاربرد و اندازه گيري كميات مذكور در مكانيك كلاسيك و مكانيك نيوتوني است.با اندكي دقت به سهولت ميتوان دريافت كه در مفهوم سازي و تعاريف علمي و فيزيكي در نظريه نسبيت خاص نگرش فيزيكداني به نام p.w.Bridgman تدوين و تنظيم گرديده است.فكر اصلي مكتب عملياتي اين است كه معني هر لفظي علمي را بايد بتوان از راه تعيين يك عمل آزموني معين,كه ملاكي براي كاربرد آن فراهم مي آورد  تعيين كرد.اين ملاك ها را غالبا «عملياتي مي خوانند»

در بعضي از تعريف ها به صراحت صحبتي از اعمال و نتايج نمي شود با اين حال ميتوان آنها را به صورت تعريف عملياتي درآورد.اصل عملياتي طوري وضع شده است كه براي مشخص كردن الفاظي چون طول,جرم,سرعت و امثال اينها نيز بكار ميرود. اين الفاظ نماينده مفاهيم كمي هستند كه پذيراي مقادير عددي اند.در اين موارد فرض مي شود  كه تعريف عملياتي روشي براي تعيين مقدار عددي آن كميت در حالات خاص بدست مي دهد.به عبارت ديگر در اين موارد تعريف هاي عملياتي به قاعده هاي اندازه گيري تبديل مي شوند.مثلا در تعريف هاي عملياتي طول ممكن است دستورالعملي مشخص شود كه شامل خط كشهاي صلب براي تعيين طول فاصله ميان دو نقطه باشد,همانطور كه در مكانيك كلاسيك چنين است.يا ممكن است در تعريف عملياتي طول دستورالعملي براي انطباق همزمان ابتدا و انتهاي يك خط كش با ابتدا و انتهاي طول يك خط كش مفروض و معين مشخص شود.

از ديدگاه مكتب عملياتي تعاريف كميات اصلي مانند:طول- زمان- جرم در نظريه نسبيت با تعاريف عملياتي اين كميات در مكانيك كلاسيك متفاوت و متمايز است.به عنوان مثال همانطور كه اشاره گرديد تعريف عملياتي طول در مكانيك كلاسيك بر اساس اندازه گيري فاصله ابتدا و انتهاي خط كش هاي صلب مي باشد و مفهوم همزماني در اندازه گيري طولي دخيل نيست در صورتيكه در نظريه نسبيت تعريف عملياتي طول مبتني بر انطباق «همزمان» ابتدا و انتهاي يك خط كش با ابتدا و انتهاي يك خط كش مفروض مي باشد و همچنين است در مورد كميات زمان و جرم كه بعدا بطور مشروح مورد بحث قرار خواهد گرفت.پيروان مكتب عملياتي معتقدند كه معني هر لفظ را تعريف عملياتي آن بصورت جامع و مانع تعيين مي كند.بريجمن مينويسد:«پس وقتي اعمالي را در اندازه گيري طول انجام ميدهيم تعيين و تثبيت كنيم,مفهوم طول هم تعيين وتثبيت مي شود.يعني مفهوم طول همانا مجموعه عملياتي است كه در تعيين طول انجام ميگيرد و چيز ديگري نيست.بطور كلي منظور ما از هر مفهوم چيزي جز رشته اي از عمليات نيست .هر مفهومي با مجموعه ي عمليات نظير آن مترادف است»

اين نظر مستلزم آن است كه هر لفظ علمي فقط در چارچوب وضعيتهاي تجربي معني داشته باشد كه در آن وضعيتها بتوان رشته اي از عمليات را كه آن لفظ را تعريف مي كند انجام داد.مثلا فرض كنيد كه بخواهيم فيزيك را به اصطلاح از نو بنا كنيم و براي اين منظور مفهوم طول را بر حسب عمل اندازه گيري فواصل مستقيم بنا خط صلب معرفي كنيم .در اين صورت براي اين پرسش كه «طول محيط اين استوانه چقدر است؟» يا براي پاسخ آن معنايي قائل نمي شويم زيرا پيداست كه عمل اندازه گيري طول با خط كش صلب در اين مورد كاربرد ندارد.اگر بخواهيم مفهوم طول در حوزه ي اخير معناي معيني داشته باشد ملاك عمليات جديدي براي آن تعيين كنيم.مثلا قرارداد ميكنيم كه محيط استوانه را با چسباندن نوار نرمي كه كه كش نيايد برگرد استوانه و باز كردن آن نوار و اندازه گيري طول ذكر كرديم به كار اندازه گيري فواصل خارج از كره زمين نمي آيد و مكتب عملياتي از ما ميخواهد كه اگر ميخواهيم گفته هايمان درباره ي اين فواصل معناي محصلي داشته باشد بايد روش هاي اندازه گيري مناسب را تعين كنيم.مثلا يكي از اين روشها روش مثلث بندي نوري است كه شبيه روش مثلث بندي است كه در مساحتي براي تعيين فواصل برخي از اجسام زميني كاربرد دارد.روش ديگر فرستادن يك علامت را به شي خارج از زمين واندازه گيري زمان رفت و برگشت علامت است.

ادامه نوشته

زمان وفضاي مطلق در مكانيك نيوتوني :

زمان وفضاي مطلق در مكانيك نيوتوني :

..... ومهمتر انكه انها به فضاي (چارچوب) مطلق باور داشتند. نيوتن درواقع مركزخورشيد را بعنوان چارچوب مطلق ميپذيرفت. ودرچارچوبهاي شتابدار ٬ناظر٬با احساس خود ازشتاب وياازروي اثري كه درپديده هاي مكانيكي مي كذاشت٬مي توانست چارچوب رابه گونه مطلق شناسائي كند. وديديم كه براي انتشار نورنيزيك چارچوب مطلق به نام اترفرض كرده بودند .اتررا گاهي فضاي مطلق ماكسول مي نامند. دراينده خواهيم فهميد كه اترماكسول درنسبيت خاص وفضاي مطلق نيوتن در نظريه نسبيت عام رد مي شود. ورويهمرفته درنظريه نسبيت به هيچ وجه باوري به فضاي مطلق وجود ندارد.جالب اينكه دراين نظريه زمان نيزمطلق بودن خود رااز دست مي دهد.

 

 

 

ادامه نوشته

اصول موضوعه نظريه نسبيت خاص :

 

اصل موضوع چيست :

هريك از احكامي كه ازيك علم استدلالي كه دران علم  بدون برهان پذيرفته مي شوند ودراثبات ساير احكام ان علم مستقيم يا غيرمستقيم به عنوان يكي ازمقدمات دليل يا برهان مي توان انها رابكار برد اصل موضوع ناميده مي شود مانند اصل ثابت بودن سرعت نور درمكانيك نسبيتي . بايد دانست كه اصل حكمي است پذيرفتني نه ثابت كردني .

 

اصول موضوعه نظريه نسبيت خاص :

 

ادامه نوشته

يادداشت فلسفي :  

                                            

مقدمه

معرفت یقینی

دکارت در آغاز جوانی بسیار دلبسته ریاضیات بود. این به آن خاطر بود که می‌دید ریاضیات دارای نظامی کاملاً یقینی است. در حالی که سایر رشته‌های علمی و مخصوصا فلسفه این گونه نیست. فکر او بیشتر از هر چیزی متوجه فلسفه بود زیرا فلسفه را بنیاد معرفت بشری می‌دانست و اگر فلسفه به یقین نمی‌رسید، به هیچ دانشی نمی‌شد اعتماد کرد.

 

ادامه نوشته

فیزیک -   « مکتب عملیاتی p.w.Bridgman وپیش فرضهای متدولوژیک نظريه نسبيت  »

 « نظريه نسبيت خاص از دیدگاه مکتب عملیاتی p.w.Bridgman  »

پیش درآمد :

عنوان  :  پرسي ويليامز بريجمن Percy Williams Bridgman_1882-1961
كلمات كليدي  :  بريجمن، اصالت عمليات تجربي، تجربه گرايان منطقي، مفهوم علمي، تعريف عملياتي

  شهرت بریجمن در فلسفه علم صرفاً بواسطه نوعی رهیافت روش­شناسانه، موسوم به «اصالت عملیات تجربی»[8]  است. در این رهیافت توجه اصلی معطوف به عملیاتی است که به منظور نسبت دادن مقدارهایی معین به مفاهیم علمی به انجام می رسد[9].  پروژه بریجمن ناظر بر تعریف مفاهیم علمی بر اساس الگوهای عملیاتی، در واقع تلاشی بود در راستای برنامه فلاسفه تجربه گرایِ منطقی. در آن دوران فلسفه علم کوششی بود جهت جامه عمل پوشاندن به برنامه ای که از سوی نورمن کمبل[10] پیشنهاد شده بود: روشن ساختن ماهیت بنیادهای علم تجربی. در واقع فلسفه علم پس از جنگ جهانی دوم به صورت یک رشته تحصیلی مستقل پدیدار شد. این حرفه­ای شدن بدان جهت اتفاق افتاد که فیلسوفان علم رسمی[11] بر این باور بودند که از این گونه پژوهشها بهره هایی عاید علم می شود. این دسته از فلاسفه علم تمایزی را که رایشنباخ[12] میان مقام اکتشاف قوانین و نظریه های علمی، و

ادامه نوشته

تعاريف متعدد ازعلم منطق :

 

1 – علم منطق علم تركيباتي است كه راستي منطقي دارد.

2 – منطق علم قوانين استنتاج است .

3 –منطق علمي است كه با صورت به طوركلي وبا قطع نظرازمحتواي معيني سروكاردارد علم به صورتهاي مختلف ونسبتهاي آن صوربررسي مصاديق واقعي واطلاق آن صورتها را به موارد جزئي خارجي آسان مي سازد .

4 – منطق .... راه اندوختن نادانسته بدانسته (ساوي ) .

5 – علم منطق آنست كه اندرپديد شود حال دانسته شدن نادانسته بدانسته كه كدام بود كه بحقيقت

ادامه نوشته